در میکسینگ و مسترینگ، آنالایزرها ابزارهای بسیار ارزشمندی هستند. لادنس میتر،اسپکتروم آنالایزر، پیک میتر و… میتوانند اطلاعات دقیقی دربارهی ویژگیهای مختلف یک سیگنال در اختیار ما قرار دهند. اما یک نکتهی مهم وجود دارد: آنچه اندازهگیری میشود، لزوما تمام آن چیزی نیست که درک میشود.
هر آنالایزر برای اندازهگیری یک یا چند ویژگی مشخص از سیگنال طراحی شده است. بنابراین خروجی آن باید در همان چارچوب تفسیر شود، نه بهعنوان یک قضاوت کامل دربارهی کیفیت میکس.
اسپکتروم آنالایزر (Spectrum Analyzer) چه چیزی را به ما نمیگوید؟
اسپکتروم آنالایزر نشان میدهد انرژی سیگنال چگونه در محدودهی فرکانسی توزیع شده است. این اطلاعات برای بررسی تعادل طیفی، پیدا کردن نواحی پرانرژی و مقایسهی منابع صوتی بسیار مفید است. اما یک Spectrum Analyzer معمولی بهتنهایی نمیتواند مشخص کند که یک صدا چقدر واضح، طبیعی، نزدیک یا دور شنیده میشود.
ادراک صدا فقط به توزیع انرژی در فرکانسهای مختلف وابسته نیست؛ رفتار زمانی سیگنال، ترنزینتها، هارمونیکها، Masking و رابطهی صدا با سایر عناصر میکس نیز در آنچه میشنویم نقش دارند. حتی دو سیگنال میتوانند از نظر توزیع انرژی بسیار شبیه باشند، اما به دلیل تفاوت در رفتار زمانی یا محتوای هارمونیک، متفاوت شنیده شوند.

لادنس میتر (Loudness Meter) میتواند بلندی صدا را اندازه بگیرد، اما -احساس بلندی- را نه!
لادنس میترها، مانند میترهای LUFS، برای توصیف Loudness بر اساس استانداردهای مشخص طراحی شدهاند و در مقایسهی سطح کلی سیگنالها بسیار مفیدند. اما Loudness یک تجربهی کاملا ساده و تکبعدی نیست. محتوای فرکانسی، داینامیک و شرایط شنیدن میتوانند روی ادراک بلندی تأثیر بگذارند.
بنابراین اگر دو قطعه موسیقی عدد LUFS مشابهی داشته باشند، این موضوع بهتنهایی تضمین نمیکند که شنونده آنها را دقیقا به یک اندازه بلند احساس کند؛ از طرف دیگر، Peak Meter نیز اطلاعات مربوط به Peak را ارائه میکند، اما بهتنهایی نمیتواند مشخص کند یک سیگنال از نظر ادراکی چقدر Punch، وزن یا برجستگی دارد.

کارلیشن میتر (Correlation Meter) تمام داستان Stereo را تعریف نمیکند
کارلیشن میتر اطلاعاتی دربارهی رابطهی بین کانالهای چپ و راست ارائه میدهد و برای بررسی سازگاری مونو و روابط فازی بسیار مفید است. اما مقدار نمایشی در یک Correlation Meter بهتنهایی نمیتواند کیفیت و چگونگی Stereo Image را تعیین کند.
ممکن است دو میکس مقدار Correlation مشابهی داشته باشند، اما از نظر پهنای استریو، پایداری تصویر یا جایگاه عناصر کاملا متفاوت شنیده شوند. چون Stereo Image حاصل تعامل چند عامل است؛ از جمله اختلاف Level، اختلاف زمانی، محتوای فرکانسی و روابط فازی بین دو کانال.

آنالایزرها Context را نمیتوانند ببینند
یکی از مهمترین محدودیتهای آنالایزر این است که معمولا سیگنال را از یک جنبهی مشخص بررسی میکند، در حالی که ما موسیقی را در یک Context و در رابطه با سایر عناصر میکس میشنویم (منظور از Context در اینجا این است که یک صدا بهصورت جداگانه قضاوت نمیشود بلکه اثرش به صداهای دیگر و نقش آن در کل میکس وابسته است).
برای مثال یک Boost در محدودهی 3 کیلوهرتز توسط اکولایزر ممکن است روی نمودار کاملا مشخص باشد؛ اما اینکه این افزایش باعث وضوح بیشتر وکال میشود یا آن را تهاجمی و خستهکننده میکند، فقط از روی نمودار قابل تعیین نیست. در میکس، یک صدا بهتنهایی قضاوت نمیشود بلکه در رابطه با سایر صداها معنا پیدا میکند.

پس Analyzerها چه نقشی دارند؟
نکاتی که تا کنون عنوان شد به معنی بیارزش بودن آنالایزرها نیست؛ برعکس، آنها یکی از دقیقترین ابزارهای کمکی برای بررسی سیگنال هستند. اما بهتر است به Analyzer به چشم ابزار اندازهگیری و بررسی نگاه کنیم، نه داور نهایی صدا.
آنالایزر میتواند به ما بگوید چه ویژگی قابلاندازهگیریای در سیگنال وجود دارد یا چه تغییری در آن رخ داده است، اما برای پاسخ به این سؤال که: این اتفاق در موسیقی چگونه شنیده میشود و آیا برای این میکس مناسب است؟ هنوز به گوش، مغز و قضاوت شنیداری نیاز داریم.

